88/05/14 (22:20)
آخ که چقدر دلم تنگ شده بود.یک مدت هر روز و هر لحظه به وبلاگم سر میزدم.تازه وارد این دنیا شده بودم اما بد جوری بهش معتاد.نمی دونم اعتیادش خوبه یا نه؟اما برای اولین تجربه واسم جالب بود.اون روزا توی شرکت قبلی وای چه روزا و چه شبایی با هم داشتیم.دوستان زیادی هم به ما سر می زدند.یادش بخیر....ای روزگار ببین چقدر مارو اسیر خودت کردی.
وای که الان چقدر خوشحالم .خداکنه بتونم بازم بیام.از همه دوستانی که به وبم سر زدند ممنونم.شرمنده خیلی نمیتونم بهتون سر بزنم. واسمون دعاکنید.
****************************
گوشی را که برنمی داری
نفسم بالا نمی آید هیچ
مرا با خودش پایین می کشد
که تمام سرم دور دنیا بچرخد
گرد شوم
بچرخم
پایین بیفتم روی سر کسی
شاید
مراگاز بزند
یا زیر پا
لگد هم که شوم
باز جای شکرش باقی است
یکنفر مرا بردارد
و بگوید:"بیچاره
نیوتن که همیشه در دسترس نیست"
و مرا پرت کند
بخورم به کیوسک تلفن
مغزم تکانی بخورد
شاید
شماره ات را درست بگیرم
********************************
منتظرنظرات خوبتون هستم.

